تبليغاتX

ღ وکیل مدافع شیطان ღ




ღ وکیل مدافع شیطان ღشیطان هیچ چیز نیست و شیطان اصلی در وجود همه ی ماست و همیشه با ماست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Thu 1 May 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

 

در حوالی بساط شیطان

 

 

 

 

دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان

بساطش را پهن کرده بود و فریب می فروخت

مردم دورش جمع شده بودند و هیاهو می کردند

هر یک چیزی بر می داشت

غرور

حرص

دروغ

خودخواهی

جاه طلبی

قدرت

هر کس چیزی می خرید و در ازایش چیزی میداد

بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان

بعضی ها ایمانشان را میدادند و بعضی ها آزادگیشان را

 

شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم میداد. حالم را بهم میزد دلم می خواست تمام نفرتم را روی صورتش تف کنم

 

انگار ذهنم را خواند

موذیانه خندید و گفت : " من کاری به کسی ندارم فقط گوشه بساط پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم . نه قیل و قال دارم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرند میبینی که آدم ها خودشان دور من جمع شده اند

 

جوابش را ندادم . سرش را نزدیکتر آورد و گفت : البته تو با اینها فرق می کنی تو زیرکی و مومن

زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد

اینها ساده اند و گرسنه ... به جای هر چیزی فریب می خورند.

 

 

 

 

 

 

از شیطان بدم می آمد  .

حرفهایش اما شیرین بود

گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت

تا اینکه چشمم به جعبه عبادت افتاد که لابلای چیز های دیگر بود

دور از چشم شیطان  آنرا برداشتم  و توی جیبم گذاشتم

با خودم گفتم : بگذار یکبار هم که شده کسی چیزی لز شیطان بدزدد . بگذار یکبار هم او فریب بخورد

به خانه آمدم و در جعبه کوچک عبادت را باز کردم  .

توی آن اما جز غرور چیزی نبود

جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور روی اتاق ریخت

فریب خورده بودم

دستم را روی قلبم گذاشتم ...... نبود

فهمیدم که آنرا کنار بساط شیطان جا گذاشتم

تمام راه را دویدم

تمام راه لعنتش کردم

تمام راه خداخدا کردم

می خواستم یقه نامردش را بگیرم و عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم

به میدان که رسیدم

شیطان نبود

آن وقت نشستم و های های گریه کردم .... از ته دل

اشکهایم که تمام شد بلند شذم

بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم

 

که صدایی شنیدم

 

               ..... صدای قلبم را

 

 

 

پس همانجا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم

 

به شکرانه قلبی که پیدا شده بود

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sun 27 Apr 2008ساعت   توسط لــيــزا | 
 

جلوه های ویژه  

 

 

اینم از اضافه خدمتشون !!! 

 

.............. 

 

این دیگه آخرشه !!!

 

 

 

 

 بدون شرح ( ناگفته نماند از وب دوستمون )

 

 

!!!!!

 

 

 

 مسیر رفت حاج آقا ... به خدا می دونه کجا ؟؟؟ !!!!!!!!!!!

 

 

جلوه ویژه !!!!

 

.......................................................................................

 

د.ن : واقعا چی میشه گفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

د.ن : ERROR

د.ن : این پست مخصوص کسانی بود که از من درخواست داشتند !!!

د.ن : راستی آب همیشه منو خوشحال می کنه ....

د.ن :متشکرم !!!

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Thu 10 Apr 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

 

 

 

 

نقش زن در ساختن تاریخ :

 

1-     زن شخصی گرانبها و بدون نقش

2-     زن شخصی بی بها و دارای نقش

3-     زن شخصی گرانبها و دارای نقش

 

 

Click for Full Size View

 

 

 

..... روی ادامه مطلب کلیک کنید ....

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sun 6 Apr 2008ساعت   توسط لــيــزا | 
 

 

Click for Full Size View

با ابن همه تفتیش بازم چیزی به اسم بمب !!!!!!! 

 

Click for Full Size View

برای صرفه جویی در مصرف بنزین ... چرا به فکر احمدی نژاد نرسید ؟

 

View Full Size Image

کویر تر از کویر !!!!

 

Click for Full Size View

مرز ایران و عراق ( جنوب ) .....بیاد بچه های با صفای شهران

 

................................................................................................................................

د.ن  : تصمیم دارم اسم وب و عوض کنم لطفا شما هم یه نظری بدین !!! 

د.ن ۱ : خوب بودن دل می خواد نه ادعا => قبول دارم شما چی ؟؟؟

د.ن ۲ : جای همگی خالی .... تو طوفان های شنی اش مخصوصا

د.ن ۳ : راستی از " آب " متشکرم .... ولی چرا ناشناس ؟؟؟؟

د.ن ۴ : در ضمن سال شکوفایی و نو آوری هم مبارک

د.ن ۵ : ادامه مطلب



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sun 23 Mar 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

بزرگترین عذاب چیست؟

 

در جایی خواندم بزرگترین عذاب جهنمیان رنجهایشان در جهنم نیست بلکه دیدن لذت بهشتیان است!

 چیزهایی که میتوانستند صاحب آن باشند ولی صاحبش نیستند. آری از دست دادن فرصت زندگی هم میتواند درآینده  نه چندان دور تبدیل به عذابی سخت برای ما شوند.نمگویم همانند ماتریالیسمها زندگی را لذت جویانه ببینیم. بلکه لذت بردن را بفهمیم همان قدر که از دلسوزی بدم می آید از بی توجهی به رنجهای دیگران هم بدم می آید. وقتی انسانهای نادان را سرگم لذت بردن از فستیوال های رنگا رنگشان می بینم. زندگی بر شانه هایم سخت سنگین می آید..عذاب من همین است .همه از عشق سخن میگویند پس چرا این همه عاشق، لیلیها گریانند...چگونه دیگران بخندند ولی سهم من ودیگری اندوه باشد شاید بر رنجهای من میخندند .که اگر اینگونه باشد زندگی را برایشان سرار رنج و اندوه میکنم.لذت من اززندگی شاید شریک بودن در جرم رنج بردن دیگران باشد.شاید من هم برای لذت بردن باید بی رحم باشم .وقتی یک نفردر این دنیا رنج میبرد حق نداری شاد باشی. لذت تو تحمل رنج او وشریک غمش بودن است،نه دیدن افتتاحیه المپیک...کسی برایم خواند: فرهاد دیگر کوه مکن در این شهر شیرینی نیست/لیلی دیگر گریان مجنونی نیست.....دیگر نخند انسان ضعیف کارتو خنده نیست...   

  

 از خانم کارساز خیلی خیلی به توان x  متشکرم ...

 

 

د.ن ۱ : برای چند روزی که نیستم خواستم یکی از چیزایی که خودم دوست دارم و آپ کنم

د.ن  ۲ :فوق العادست ........... نه ؟

د.ن  ۳: دوستان خداحافظ .....

د.ن  ۴: (بی کلام)

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sun 9 Mar 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

آی خدا دلگیرم ازت

 

             آی زندگی سیرم ازت

 

                            آی زندگی می میرم و

 

                                             عمرم و می گیرم ازت

 

 

 

 

 

چه اعتراف تلخیه

 

            انگار رسیدم ته خط

 

                         وقتی زندونی تو قفس

 

 

 

 

 

آی دنـــــیــــــــا .................

 

                                        بــــیـــــــزارم  ازت  .............................

 

 

 

 

 

 

د.ن : فریاد

د.ن : تنهام

د.ن :خسته

د.ن : گریه

د.ن : نقاب

د.ن : سراب

د.ن : بازی با حرفا ...................

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sat 1 Mar 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

 

 

پیش از این ها فکر می کردم ....

 

 

 

پیش از این ها فکر می کردم خدا

خانه ای دارد کنار ابر ها

 

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس و خشتی از طلا

 

ماه ، برق کوچکی از تاج او

هر ستاره پولکی از تاج او

 

اطلس پیراهن او ، آسمان

نقش روی دامن او کهکشان

 

دکمه پیراهن او آفتاب

برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب

 

پیش از این ها خاطرم دلگیر بود

از خدا در ذهنم این تصویر بود

 

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان دور از زمین

 

بود ، اما در میان ما نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

 

تا ببندی چشم کورت می کند

تا شدی نزدیک دورت می کند

 

تا خطا کردی عذابت می کند

در میان آتش ، آبت می کند

 

هرچه می کردم ، همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود

 

مثل تمرین حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرسه

 

مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرف فعل ماضی سخت بود

 

 

 

 

 

تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یک سفر

 

در میان راه در یک روستا

خانه ای دیدیم خوب و آشنا

 

زود پرسیدم : پدر اینجاکجاست ؟

گفت : اینجا خانه خوب خداست

 

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

 

گفتمش : پس آن خدای خشمگین

خانه اش اینجاست ؟ اینجا ، در زمین ؟

 

گفت : آری خانه او می ریاست

فرش هایش از گلیم و بوریاست

 

عادت او نیست خشم و دشمنی

نام او نور و نشانش روشنی

 

خشم ، نامی از نشانی های اوست

حالتی از مهربانی های اوست

 

هیچ کس با دشمن خود دوست نیست

قهری او هم نشان دوستی است

 

تازه فهمیدم خدایم ، این خداست

این خدای مهربان و آشناست

 

دوستی ، از من به من نزدیک تر

از رگ گردن به من نزدیکتر

 

آن خدای پیش از این را باد برد

نام او را هم دلم از یاد برد

 

می توانم بعد از این ، با این خدا

دوست باشم دوست پاک و بی ریا

 

می توان با این خدا پرواز کرد

سفره دل را برایش باز کرد

 

چکه چکه مثل باران راز گفت

با دو قطره صد هزاران راز گفت

 

می توان درباره هر چیز گفت

می توان شعری خیال انگیز گفت

 

مثل  این شعر روان و آشنا

پیش از این ها فکر می کردم خدا ...

 

                                                                              / قیصر امین پور /

 

 

د.ن : من کی گفتم آخرین آپمه ؟ من فقط گفتم یه کم خستم  ... این چند روز واقعا انرژی گرفتم  ... 

د.ن : این عکس هم از خودمه از جاده مسیر جنوب .... عشق کن !!!

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Fri 29 Feb 2008ساعت   توسط لــيــزا | 
سلام

خوشبختانه یا متاسفانه آخرین پستم و آپ می کنم

ممنونم از

س.ک.م.پ

و چ.ح.ب

تا یه وقتی بهتر و آزادتر  ......

و نیرویی قوی تر ...........

روحیه ای بهتر .....

در هر صورت به امید دیدار

پایان

امضا

 

 



ادامه مطلب
لینک ثابت| Sat 16 Feb 2008ساعت   توسط لــيــزا | 

محرمـات

خوردن کاهو، کلم، لوبیا و سبزیهائی که با کود انسانی تقویت شوند حرام می دانند و از گوشتها هم گوشت خوک، ماهی و آهو را حرام می شمارند.
برای شیوخ و پیشوایان آنها خوردن گوشت خروس هم حرام است زیرا " ملک طاوس " به شکل خروس است.


تراشیدن سبیل را هم حرام  ولی سبک کردن آنرا مستحب می دانند.
اما قوالها و فقرا و پیشوایان روحانی نباید ریش را بتراشند.
.

What's metal


نگاه کردن به زن غیر یزیدی و شوخی کردن با او را  حرام می دانند. به عقیده ی آنها چون در ماه نیسان دهه ی دوم وسوم فروردین و دهه اول اردیبهشت ملائکه با هم اتصال می نمایند نباید ازدواج کرد و تعمیر خانه را هم در این ماه نباید انجام داد.

یزیدی حق ندارد در داخل مسجد مسلمانان شده  و نماز خواندن آنها را در یک جا ببیند. درکتاب مصحفه ره ش چنین آمده است :
نام شیطان یعنی ملک طاوس بر هیچ کس از ما جایز نیست ببریم، یا اسمی شبیه به آن مانند کلمه ی شیطان، قیطان، شر و شط و شبیه اینها و نیز لفظ ملعون یا لعنت یا فعل را هم نباید بر زبان بیاوریم.ه طاوس ملک است و نباید از اسب و مادیان برای بارکشی استفاده نماید ونباید لباس آبی بپوشد.
و نیم خورده ی مازاد شخصی غریب را نمی خورند.




ادامه مطلب
لینک ثابت| Sat 9 Feb 2008ساعت   توسط لــيــزا | 
وبلاگ من
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
طراح قالب
    در باره وبلاگ 
روخ در جستجوی خداوند است
همانطور که هوای گرم رو به بالا دارد

و رودها بسوی دریا جاری اند
روح توانایی دارد
تمنای جستجو
توانایی جنگیدن برای این تمنا

و روح هرگز
راهش را گم نمی کند
همانگونه که آب به بالای کوه
جاری نمی شود


بخاطر همین
تمامی ارواح به خداوند می رسند

مهم نیست چقدر طول بکشد
نمی ویژگی هایش را از دست نمی دهد
حتا اگر در آب تمامی اقیانوس ها حل شود
روح گرسنگی خود را به خدا از دست نمی دهد


روح ابدی است و روزی سیر خواهد شد

روح هر گز
جستجوی خداوند را رها نمی کند

آنگاه که به او رسید کشف می کند
او هم در جستجوی اوست

نویسندگان
امکانات


اين سایت را 
صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
  آرشیو موضوعی 
:: شیطان پرستی ::
عجب صبری خدا دارد ...
:: حرف خودم ::
:: مهر پرستی ::
آرشیو
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
  پیوندهای روزانه 
ضرب المثلهای انگلیسی
جامع ترین وبلاگ زبان اسپانیایی
نگین جونم
چلیپا خانم
شکرانه جونم
مارال جونم
   لینک دوستان 
ارباب شیاطین
  محدثه جونم
  یگـانه خــودم
  عاطفه جونم
  عماد عاشق
  آیــکـا جونــم
  ایلا جـــونــم
  مستر محمد
  زهــرا و رویــا
  سما جووونم
  سارا جوونم
  شقایق جون
  شکوفه جون
  یه جهــنـمی
  خیابون خواب
  نانسی جون
  راز ســکـوت
  خیابون خواب
  مهمان 121
  خودکار مست
  اشک پاییز
  بهار جونــم
  گندم جوونم
  سارا جونـم
  سمیرا جونم
  اسماء گــلم
  شیفته جون
  رها جووونــم
  شیطان بزرگ
  شکرانه جونم
  افکار جهنمی
  خشم مقدس
  Doom to death
  -l-sasan cradle
  devil's dance
  مســتر متال
  BO2METAL
  مائده جونم
  مـــونا جونم
  نگین جونم
  گــــورکـــن
  مستر معین
  یکی مثل من
  عارف اصفهانی
  مستر سینا
  تک پسر::قالب ساز
  لوگوی دوستان 
طراح حرفه ای قالب های وبلاگ

جستجو
جستجو در وبلاگ
Googleجستجو در گوگل
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

:طراح قالب:
تک پسر یک سایت واقعا تک

 
بعد از کد بالا اين کد را به ان اضافه کنيد
*
*
*
*

This free script provided by danlod.com (amirxp)